زندگانی برگ بودن در مسیر باد نیست…امتحان ریشه هاست…ریشه اش هرگز اسیر باد نیست…زندگانی پیچک است…انتهایش میرسد پیش خدا …باید آن را سبز کرد…باید آن را آب داد …با آبپاش لحظه ها………………… // زندگی با سختیهاش قشنگه// همیشه بهاری بمون
می دونم آخر قصه تو می رسی بداد من .... لحظه ی یکی شدن توو آینه ها نزدیکه ....// سلام ....// ای خدا ..........................................................
نمی دونی چه سخته پیش چشمات از خطر گفتن .... نمی دونی چه تلخه عاشقونه از سفر گفتن .... تو از من صبر می خواهی .... کویرم ابر می خواهی .... نمی تونم تو می دونی .... که بی تو از غروب جاده دلگیرم ....چه تقدیری ....!! بذار عاشق تر باشم برای لحظه ی آخر .... اگر چه بی تو می میرم٬ نمی مونم ....// نمی تونم .... باور کن ....
غم ما غم نیست ، بار غمهاست . بار غم ، بار هزاران رخ بی رنگ به رخسار ، بار امید هزاران شب تاریک و بدون سحر است . سخن از ماندن و ماندن ها نیست ، سخن از رفتن هم نیست ، سخن اینست که خاکستر من تخم رزم آور دیگر باشد . سخن از سوختن است ، سخن از تاثیر است ، سخن از شاهدهاست . همین
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
زندگی گل به توان ابدیت ..
چه اهمیت دارد گاه اگر م یروید قارچ ها ی غربت
دلک تنگ شده بود ...
.........................
زندگانی برگ بودن در مسیر باد نیست…امتحان ریشه هاست…ریشه اش هرگز اسیر باد نیست…زندگانی پیچک است…انتهایش میرسد پیش خدا …باید آن را سبز کرد…باید آن را آب داد …با آبپاش لحظه ها………………… // زندگی با سختیهاش قشنگه// همیشه بهاری بمون
نمی دونم چی بگم ..... فقط ... این راهش نیست ......
می دونم آخر قصه تو می رسی بداد من .... لحظه ی یکی شدن توو آینه ها نزدیکه ....// سلام ....// ای خدا ..........................................................
نمی دونی چه سخته پیش چشمات از خطر گفتن .... نمی دونی چه تلخه عاشقونه از سفر گفتن .... تو از من صبر می خواهی .... کویرم ابر می خواهی .... نمی تونم تو می دونی .... که بی تو از غروب جاده دلگیرم ....چه تقدیری ....!! بذار عاشق تر باشم برای لحظه ی آخر .... اگر چه بی تو می میرم٬ نمی مونم ....// نمی تونم .... باور کن ....
آسمان چگونه اشک های تو را می بیند و آنوقت نمی بارد .... خدای من آسمان را که اینگونه نیافریده بودی ....!! .... او عاطفه داشت ....
غم ما غم نیست ، بار غمهاست . بار غم ، بار هزاران رخ بی رنگ به رخسار ، بار امید هزاران شب تاریک و بدون سحر است . سخن از ماندن و ماندن ها نیست ، سخن از رفتن هم نیست ، سخن اینست که خاکستر من تخم رزم آور دیگر باشد . سخن از سوختن است ، سخن از تاثیر است ، سخن از شاهدهاست . همین